مشکلی در مديريت به نام فوران اطلاعات
 

  مواجهه با سیل عظیمی از اطلاعات به اندازه کافی دشوار هست؛ اما اوضاع وقتی بدتر می‌شود که این اطلاعات، هرکدام به یک شکل و فرمت ذخیره شده باشند.

  این اتفاق باعث می‌شود کار مرور، متمرکز کردن و معنی بخشیدن به اطلاعاتی که درواقع سرمایه‌های هر شرکتی محسوب می‌شوند، سخت و سخت‌‌تر شود.

  يكي از شرکت‌های بزرگ سازنده نرم‌افزار و سخت‌افزار و تامین کننده خدمات مرتبط با اسناد، بسته‌بندی و پست ، كه تعداد کارمندانش در سراسر دنیا به 36هزار نفر می‌رسد، در سال‌های 2000 / 1379 تا 2007 / 1386، حدود 2.5 میلیارد دلار را صرف ساخت نرم‌افزار و سرویس‌هایی مثل MapInfo کرده و جوایز متعددی را به خود اختصاص داده است.

  بزرگ‌ترین مشکلی که پیش روی مدیران ارشد فناوری اطلاعات هر شرکتی قرار دارد ، معنی بخشیدن به تمامی داده‌هایی است که با آن‌ها سروکار دارند. این داده‌ها شامل انبوهی از داده‌های دارای ساختار، فاقد ساختار، real time ، ذخیره‌ای، کاربردی، بازاریابی، خارجی و ... می‌شود. برای این‌که بتوانید به عنوان یک مدیر ارشد فناوری اطلاعات از پس تمامی این داده‌ها برآیید، باید مکانیزم‌هایی برای مدیریت آن‌ها داشته باشید و از قابل استفاده بودن یا نبودن آن‌ها و این‌که به درستی استفاده می‌شوند یا خیر، اطمینان حاصل کنید. به این کار کیفیت داده و یکپارچگی گفته مي شود.

  البته استانداردهایی برای این کار وجود دارد. اما چیزی که از همه مهم‌تر است، کنترل داده ها است .

  مدیران ارشد فناوری اطلاعات به‌سرعت در حال دور شدن از تصمیم‌گیری‌های تاکتیکی هستند و به جای آن‌که نگران باشند کپی‌های زیادی از اطلاعات در دست آن‌هاست، بیشتر نگران این هستند که چگونه سود بیشتری را به شرکت برسانند.

  در حالي كه مدیریت صحیح داده، بخشی از روند کاهش هزینه‌ها محسوب می‌شود . همچنین اطلاعات مشتری اگر در سیستم‌های متفاوتی نگهداری شده باشد باعث می‌شود در بازاریابی و ارائه سرویس مناسب و مورد نیاز مشتری اختلال ایجاد شود که همین امر، نارضایتی مشتری را به همراه خواهد داست.

  این موضوع، مشکل جدیدی نیست و از قبل هم وجود داشته؛ اما موضوع وقتی به چشم آمد که این شرکت‌ها بدون در نظر گرفتن آی.تی شروع به گسترش دادن خود کردند. مثلا شرکت بیمه‌ای اطلاعات مشتریانش را در بیش از 100 سیستم جداگانه نگهداری می‌کرد. این شرکت مجبور بود به امنیت 100 سیستم به‌صورت جداگانه رسیدگی کند. بديهي است هرچه تعداد دسترسی‌ها کمتر باشد، کنترل داده نیز راحت‌تر است.

  بنابراين نحوه دسترسی به داده، کلید مهم مدیریت است. یک ذهن هوشمند نه تنها باید بداند که قبلا چه اتفاقی افتاده، بلکه باید بداند هم‌اینک چه چیزی در جریان است و چه کاری باید انجام دهد و چگونه باید آن را انجام دهد. تمامی این فرآیندها می‌تواند به‌صورت کاملا خودکار انجام شود.

  شرکت‌ها برای تحقق این امر نیازمند کارمندان و تصمیم‌گیرانی برخوردار از دانشی عمیق‌تر و بهتر در اين زمينه هستند.

  

  منبع : خبر آنلاين

  
  
back
طراحي شده توسط مرکز خدمات کامپيوتري دفتر برنامه ريزي و تاليف کتب درسي